Quran Commentary


تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم »
جمعه بیست و چهارم تیر 1390 1:12

منابع مقاله:

آشنایی با قرآن جلد 2، مطهری، مرتضی؛

بسم الله الرحمن الرحیم

در قرآن مکتوب از همان آغاز که قرآن به کتابت درآمده است در اول هر سوره ای باستثنای - سوره برائت -بسم الله الرحمن الرحیم است; یعنی سوره با بسم الله آغاز می شود. ولی دیر زمانی است که بین شیعه و سنی بر سر اینکه آیا این آیه جزء هر سوره است یا نه، اختلاف عظیمی وجود دارد. اهل تسنن آن را جزء هیچ سوره ای نمی دانند و شروع هر سوره را با بسم الله از قبیل شروع هر کار دیگر با بسم الله می شمارند که بسم الله جزء آن کار نیست; بلکه در عمل گاهی سوره ها را بدون بسم الله آغاز می کنند. در نماز حمد و یا هر سوره ای را که احیانا بخواهند بعد از حمد بخوانند بدون بسم الله می خوانند.

شیعه به پیروی از ائمه اطهار علیهم السلام بشدت با این مسئله مخالفت دارند، تا آنجا که ائمه اطهار فرموده اند خدای بکشد کسانی را که بزرگترین آیه از آیات قرآن را از قرآن حذف کرده اند. اگر بسم الله را از اول سوره ها برداریم دیگر این آیه را ما در قرآن نداریم جز در سوره نمل که آنهم در ضمن نقل قولی است که قرآن از ملکه سبا می کند، که هنگامیکه نامه سلیمان را قرائت کرد گفت: انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم. این نامه را سلیمان است و این گونه آغاز می گردد: بسم الله ... الی آخر

در هر حال شیعه آن را مسلم جزء قرآن می داند، نه اینکه آن را جدای از قرآن محسوب می کند و مانند آنکه در آغاز هر امری، بسم الله را می افزاید، و در قرائت قرآن هم این آیه را از خارج بر آن اضافه کند. (1)

آغاز کارها به نام خدا

توجه دارید که آیه مورد بحث روی هم یک جار و مجرور است و یک جمله تمام نیست. متعلق این جار و مجرور محذوف است. مفسرین در اینکه متعلق محذوف آن چیست نظرهای گوناگون داده اند، از جمله، «استعین » (یاری می طلبیم) - «ابتداء» (ابتدا می کنم) و «اسم » (نشانه و علامت می نهیم)، که احتمال اخیر قوی تر بنظر می رسد.

در نام گذاری ها، هدفها و انگیزه ها مختلف است، گاهی شخص مؤسسه ای را بنام فردی نام می گذارد، بمنظور هدفی مادی که می تواند در سایه این نام بآن غرض نائل گردد. و یا چنانکه معمول است مولود جدید را بنام شخصی که در گذشته مورد علاقه بوده می نامند و می خواهند با این نامگذاری شخص مورد نظر، حیاتی جدید یافته و به بقاء این نام زنده بماند.

ولی اینکه به بشر دستور داده شده است که کارهایش را بنام خدا بنامد، روی چه انگیزه ای می تواند باشد؟ برای این است که کارهای انسان جنبه قدس و عبادت پیدا کند و بنام او برکت یابد.

انسان که احساس فطری از خداوند دارد و او را به عنوان یک موجود قدوس و منبع خیرات می شناسد، وقتی کارش را بنام او نامید معنایش این استکه در سایه قدس و شرافت و کرامت او، این عمل نیز مقدس گردد.

و چون آغاز کردن به نام کسی مفهومش این استکه او را موجودی قدوس و منزه از جمیع نقص ها و سرچشمه کمالات داسنته، و می خواهد که عملش را با انتساب به او برکت بخشد; لذا کارها را بنام هیچکس حتی نام پیغمبر، نمی توان آغز کرد و این است معنی تسبیح نام الله که در اول سوره اعلی به آن دستور داده شده است.

تعبیر «یسبح لله » و یا «سبح لله » و یا «سبحان الله » تسبیح برای خداوند و یا تسبیح خداوند مکرر در قرآن آمده است ولی تسبیح نام الله در قرآن تنها در اول سوره اعلی است که می فرماید: سبح اسم ربک الاعلی; تسبیح کن نام پروردگار بزرگت را.

بنظر می رسد که بهترین نظریه در اینجا نظر صاحب المیزان است که می فرماید معنی تسبیح نام خدا اینستکه آنجا که مقام تقدیس و تکریم است نام مخلوق در ردیف نام الله قرار نگیرد و یا در حائی که نام الله باید برده شود، نام موجود دیگری بمیان نیاید. یعنی نه با نام خدا نام دیگری را و نه بجای نام خدا نام دیگری را، که هر دو شرک است.

اخیرا در میان گروهی که دم از مبارزه با شرک می زنند عملی رایج شده که خود از مظاهر شرک است. بجای اینکه کارها را به نام خدا بنامند و بنام او آغاز کنند، می گویند: بنام خلق! اگر قرار شود که نام پیغمبر را در کنار نام خدا قرار دادن شرک باشد، پس اگر بنام خلق هم آغاز کنیم جانشین برای خدا ساختن است و این دستور قرآن است که نام خدا همواره تسبیح گردد و کارهای بشر بنام او نامیده شود; و نه بنام دیگری. و بدین وسیله اعمال او قداست یافته و در سایه او تبرک جوید.

الله

الله یکی از نامهای خداست. نامگذاری هائی که برای افراد و یا اشیاء می کنند گاهی از نوع علامت است و گاهی از نوع وصف.

در قسم اول گرچه اسماء خودشان دارای معانی هستند ولی معنای آنها منظور نظر نگردیده; بلکه تنها برای تشخیص و بازشناسی این اسم گذاشته شده است و لذا حکم یک علامت را بیشتر ندارد. چه بسا در اینگونه موارد معنای نام علاوه بر اینکه حکایتگر اوصاف صاحب نام نیست، ممکن است ضد آنهم باشد مثل آنکه نام غلامان سیاه را کافور می نهادند! (بر عکس نهند نام زنگی کافور)

در قسم دوم نام، حکایتگر شانی از شئون صاحب نام است و صفتی از صفات او را بیان می کند.

پروردگار متعال نامی که صرفا جنبه علامت داشته باشد، ندارد و تمام نامهای او، نمایانگر حقیقتی از حقایق ذات مقدس او است.

در قرآن کریم در حدود صد اسم برای خداوند آمده است که در واقع صد صفت است که نمونه آنها را در همین سوره ملاحظه می نمائید:الله، رحمن، رحیم، مالک یوم الدین، ولی هیچکدام جامعیتی را که این نام دارد، ندارند; چون آنها هر کدام یکی از کمالات او را نشان می دهند ولی این نام، نمایانگر ذات مستجمع جمع صفات کمالیه است.

کلمه الله در اصل الاله بوده است و همزه بخاطر کثرت استعمال حذف گردیده است.

درباره ریشه لغت الله چند نظر وجود دارد بعضی گفته اند این کلمه از اله مشتق است و بعضی دیگر گفته اند که از وله گرفته شده است و اله فعال بمعنای مفعول است مانند کتاب بمعنای مکتوب.

اگر از اله مشتق شده باشد یعنی ذات شایسته پرستش که کامل از جمیع جهات است. چون موجودی که خودش مخلوق دیگری است و یا دارای نقص است; شایسته پرستش نخواهد بود، پس همینکه گفته می شود الاله یعنی آن ذاتی که بگونه ایست که او را باید پرستش کرد و قهرا این معانی در این کلمه نهفته است، ذات مستجمع جمیع کمالیه و مبرا از هر گونه سلب و نقص.

و اگر از وله مشتق شده باشد، وله یعنی تحیر، واله یعنی حیران و یا بمعنی عاشق و شیدا است و از این جهت خداوند را الله گفته اند که عقل ها در مقابل ذات مقدسش حیران و یا متوجه و عاشق او و پناهنده به اویند.

سیبویه، از ائمه علمای صرف و نحو ادبیات عرب است و در اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم هجری زندگی می کرده است. وی که در فن خودش نبوغ داشته و کتابش را که با الکتاب معروف است در این فن نظیر منطق ارسطو در منطق و مجسطی بطلمیوس در علم هیئت، شمرده اند و سخنش در ادب عربی سند محسوب می گردد و از طرفداران این نظر است که ریشه کلمه الله «وله » به معنای حیرت در مقابل عظمت و یا وله و عشق است:

مثنوی مولوی نظر او را نقل کرده و می گوید.

معنی الله گفت آن سیبویه یولهون فی الحوائج هم لدیه

گفت الهنا فی حوائجنا الیک و التمسناها و جدناها لدیک

مولوی آن حالتی را یاد آوری می کند که انسان دردی پیدا کرده و بیچاره گشته و بی اختیار بسوی نقطه ای روی می آورد وپناهنده می شود، او «الله » است!!

صد هزاران عاقل اندر وقت درد جمله نالان پیش آن دیان فرد

بلکه جمله ماهیان در موجها جمله پرندگان در اوجها

بلکه جمله موجها بازیکنان ذوق و شوقش را عیان اندر عیان (2)

تنها انسانها نیستند که در وقت نیاز بسوی او روی می آورند; ماهی های دریا در میان امواج و پرندگان در اوج آسمانها; بلکه همان موج های بیجان هم نالان در پیش الله هستند!!

و احتمال قوی دارد که اله و وله دو لهجه از یک لغت باشد، یعنی اول وله بوده و بعد آنرا بصورت اله استعمال کرده اند; و وقتی آنرا بصورت اله تلفظ نمودند معنی پرستش هم پیدا کرده است; بنابراین معنی الله چنین می شود: آن ذاتی که همه موجودات; ناآگاهانه واله او هستند و او تنها حقیقتی است که شایستگی پرستش دارد.

ترجمه الله

می توان گفت که در فارسی لغتی مترادف کلمه الله که بشود جای آن گذارد نداریم، و هیچکدام رساننده تمام معنی الله نیستند. زیرا اگر بجای الله «خدا» بگذاریم رسا نخواهد بود، چون خدا مخفف «خودآی » است و رساننده تعبیری است که فیلسوفان می کنند، یعنی «واجب الوجود» و یا شاید به کلمه غنی که در قرآن آمده است نزدیک تر باشد تا به الله. و اگر خداوند استعمال شود باز رسا نخواهد بود زیرا خداوند یعنی صاحب، و اگر چه الله خداوند هم هست ولی مرادف با خداوند نیت; خداوند یک شان از شئون الله است.

الرحمن الرحیم

بجای این دو کلمه نیز در فارسی نمی توان واژه ای یافت کع عینا ترجمه آن باشد و اینکه بخشنده مهربان معمولا ترجمه می کنند ترجمه رسائی نیست. زیرا بخشنده ترجمه جواد است و مهربان ترجمه رؤف و هر دو از صفات پروردگار است که در قرآن آمده است.

جواد (بخشنده) یعنی کسیکه چیزی دارد و بدون عوض به دیگران می بخشد. ولی رحمان و رحیم هر دو از رحمت مشتقند و در کلمه رحمت یک معنا اضافه ای نهفته است و آن اینکه:

در مواردی که موجودات; نیازمند و مستحق است; بالفظ و یا با زبان تکوین دستش دراز است و به اصطلاح قابل ترحم است و استحقاق دارد که چیزی به او برسد; در اینگونه موارد رحمت است. منتهی; رحمت انسان وقتی به مستحقی می رسد که تحت تاثیر حالت او قرار گیرد; و رقت قلبی رد او پدید آید، ولی خدای متعال از این امور منزه است.

پس وقتی می گوییم رحمان و رحیم دو معنا در ذهن ما مجسم می گردد: یکی نیاز عظیم و فراوان مخلوقات که گوئی سراسر مخلوقات با زبان قابلیت های خودشان همه دست نیاز بدرگاه بی نیاز او دراز کرده و التماس می کنند، و دیگر اینکه او رحمت بی حساب خویش را بسوی آنان فرستاده و نیازهای آنان را تامین نموده است.

این استکه بعضی از مترجمان اخیر وقتی دیده اند که هیچ کلمه ای رساننده معانی این کلمات نیست; آیه شریفه; بسم الله الرحمن الرحیم را «به نام الله رحمن الرحیم » ; ترجمه نموده اند.

فرق رحمان با رحیم چیست؟ قبلا باید توضیح بدهیم که در زبان عربی کلماتی که بر وزن فعلان است دلالت بر کثرت می کند مثل عطشان که به معنای عطش کثیر است. و کلماتی که بر وزن فعیل است که اصطلاحا آنرا صفت مشبه می گویند دلالت بر نوعی ثبات و دوام می کند.

رحمان که بر وزن فعلان است دلالت بر کثرت و وسعت می کند و می رساند که رحمت حق همه جا گسترش پیدا کرده و همه چیز را فرا گرفته است.

اصولا هر چیزی; چیز بودنش مساوی با رحمت حق است چون وجود و هستی عین رحمت است; چنانکه در سوره اعراف آیه 56 آمده است و رحمت و سعت کلی شی ء (رحمت من همه چیز را فرا گرفته است) و در دعای کمیل می خوانیم و برحمتک التی وسعت کلی شی ء.

این گونه رحمت حق استثناء ندارد; و اینطور نیست که شامل انسانها باشد و غیر انسانها را شامل نشود و یا در انسان ها تنها انسانهای مؤمن را فرا گیرد، خیر; بلکه سراسر گیتی مشمول رحمانیت حق است و یا عین آن است یعنی آنچه در عالم هستی هست رحمت حق است.

درسی که می توان از جمله بسم الله الرحمن الرحیم آموخت این است که آنچه که از خدا به عالم می رسد دو گونه نیست; خیر و شر. بلکه آنچه از او می رسد جمله نیکو و رحمت است و این رحمت شامل جماد و نبات و حیوان و انسان به تمام اقسامش می گردد چون اصولا فاتحه و گشایش هستی با رحمت حق است.

و اما رحیم که بر وزن فعیل است دلالت بر رحمت لاینقطع و دائم حق می کند. رحمان که دلالت بر رحمت واسعه پروردگار می کرد و شامل همه موجودات می گشت ولی بالاخره در این عالم یک سلسله از موجودات پس از هستی معدوم می شوند و فانی می گردند. ولی رحیم نوعی از رحمت است که جاودانگی دارد و تنها شامل آن بندگانی است که از طریق ایمان و عمل صالح; خود را در مسیر نسیم رحمت خاصه حق قرار داده اند!!

پس پرودگار یک رحمت عام دارد و یک رحمت خاص. با رحمت عام خودش همه موجودات را آفریده است که از جمله آنان انسان است.

انسان که تنها موجود مکلف است و خودش مسئول خویش است اگر وظائف و تکالیفی که به عهده اش نهاده شده بود انجام دهد; مشمول رحمت خاص الهی خواهد شد. رحمان اشاره به آن رحمت بی حسابی است که همه جا کشیده و مؤمن و کافر و حتی انسان و جماد و نبات و حیوان ندارد ولی رحیم اشاره به رحمت خاص است که به انسانهای مطیع و فرمانبردار اختصاص دارد. (3)

پی نوشت ها:

1- شیعیان در مسئله فوق اتفاق نظر دارند ولی میان اهل تسنن اختلاف نظر است; بعضی با نظر شیعه موافق اند و بعضی سخت مخالف و بعضی قائل به تفصیل هستند.

ابن عباس، ابن مبارک; عاصم; کسائی، ابن عمر، ابن زبیر، ابن هریره عطاء; طاووس و نیز امام فخر رازی در تفسیر کبیر; و جلال الدین سیوطی در اتقان که مدعی تواتر روایات هستند; از طرفداران نظریه جزئیت می باشند. بعضی مانند مالک و ابو عمرو و یعقوب می گویند که جزء هیچ سوره ای نیست و تنها برای اوائل سوره ها تیمنا نازل گشته و نیز برای فواصل سوره ها می باشد.

ولی بعضی از پیروان مسلک شافعی و حمزه قائل به تفصیل اند که می گویند تنها در سوره حمد جزء سوره است ولی در سوره های دیگر نیست.

به احمد بن حنبل بعضی قول اول را نسبت داده اند (تفسیر ابن کثیر ج 1 ص 16) و بعضی قول تفصیل را (تفسیر آلوسی ج 1 ص 39)

اما راجع به قرائت آن در نماز از نظر فقهاء عامه:

1- الحنفیة قالوا یسمی الامام و المنفرد سرا 2- المالکیة قالوا یکره الاتیان بالتسمیة فی الصلوة المفروضة 3- الشافعیة قالوا البسمله آیة من الفاتحد فالاتیان بها فرض 4- الحنابلة قالو التسمی سنه و لیست آیة من الفاتحه (نقل با تلخیص از کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه) ولی شیعه بدلیل روایاتی که از اهل بیت نقل شده است و نیز به سیره مسلمین تمسک کرده و همگی فتوا به جزئیت و وجوب قرائت داده اند. ورایات را می توانید در کتابهای فروع کافی باب قرائة القرآن ص 86 و استبصار باب الجهر بالبسمله ج 1 ص 311 و تهذیب باب کیفیة الصلوة و صفتها ص 152 و وسائل الشیعه باب ان البسملد آیة من الفاتحه ج 1 ص 352 مرجعه فرمائید.

2- مثنوی چاپ کلاله خاور ص 34 بیت 37

3- در روایات فرق رحمان و رحیم اینچنین بیان شده است: عن الصادق (ع) (فی حدیث) و الله اله کل شی، الرحمن لجمیع خلقه; الرحیم بالمومنین خاصه (کافی - توحید صادق - تفسیر عیاشی)

که در این حدیث رحمن حاکی از رحمت پروردگار است نسبت به تمام موجودات و رحیم تنها به مؤمنین



× نوشته شده توسط ص.رسولی | لینک ثابت |
..........................................................




صفحات وبلاگ:














اگر مطالب این وبلاگ را دوست دارید و آن را دنبال می کنید به شما پیشنهاد می‌کنم این کار را با استفاده از خبرخوان انجام دهید تا درکنار اطلاع سریع از به‌روز رسانی وبلاگ بدون مراجعه به وبلاگ مطالب را بخوانید.
خبرخوان